تبليغاتX
هر آنچه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود -هر آنچه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود -هر آنچه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود -هر آنچه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود - مارکس.» پاراگراف - «جیرجیرک» نوشته‌ی «احمد غلامی»، یک خودخوری بلند
پاراگراف
وب نوشت های یوسف انصاری
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390

«به یاد آوردن گذشته‌ای که
 نتواند به حال مبدل شود بیهوده است.»
ترس‌ولرز – کی‌یر که‌گور

آرمان پدر فوتبالیست شدن پسر است، همان آرمانی که در جوانی برای خود داشت. پسر از فوتبال نفرت دارد. به طور مسخره‌ای توپی به سر پدر می‌خورد و می‌میرد. آرمان پدر دست آخر قاتل جان خودش می‌شود. آرمان پسر چیست؟

«جیرجیرک»ِ«احمد غلامی» اثری ناتمام است. ناتمام نه به معنی این‌که نویسنده به عمد جایی دست از کمال‌گرایی برمی‌دارد چون نمی‌تواند اثری خلق کند که به تمامیت زندگی شخصیت اصلی‌ بپردازد یا تصویری کامل از زندگی ارائه بدهد، که اصولن نوشتن چنین اثری غیرممکن است. شاید این حس ناتمامی که مخاطب، بعد از خوانش داستان، گرفتار آن می‌شود ناشی ازحذف قسمت‌هایی از اثر بوده باشد. می‌گویم شاید، چون نمی‌دانم چند صفحه از این داستان حذف شده و اگر این حذف تاثیری چنین منفی روی اثر گذاشته باشد، این سوال پیش می‌آید که چرا نویسنده پذیرفته آن را منتشر کند. پس مجبوریم مبنای قضاوتمان راکتابی بدانیم که منتشر شده و فراموش کنیم که قسمت‌هایی از آن حذف شده است، چرا که اگر بخواهیم مدام ضعف‌های کتاب را با این دلیلکه قسمت‌هایی از آن حذف شده توجیه کنیم باید منتظر بمانیم تا جیرجیرک به طور کامل منتشر شود.اما چرا «جیرجیرک» این حس «ناتمامی» را تشدید می‌کند؟ دلایل زیادی می‌توان برای آن برشمرد.

جیرجیرک یک خودخوری بلند است. داستان بلندی که، اگر غلامی کمی حوصله می‌کرد، می‌توانست خیلی بهتر از اثری باشد که اکنون پیش رو داریم و سوژه‌ی خوب کار حرام نمی‌شد.اما در جیرجیرک– مثل اغلب رمان­هایی که این روزها منتشر می­شود -فقط سوژه هرز نمی‌رود؛ «محدود کردن مضمون به اعتراض‌های اجتماعی»،«پراکنده‌گویی»،«ضعف در پیرنگ»، «توجه نکردن به زمان حال قصه»، «نبود حوصله‌ی کافی در گسترش داستان»از ضعف‌های دیگر این کار است.برای این‌که منظورمرا بهتر برسانم مجبورم کمی حاشیه بروم. جیرجیرک را که می‌خوانید در وهله‌ی اول شک نمی‌کنید که غلامی نویسنده است، خب، این چیز کمی نیست. به نویسنده اعتماد می‌کنید و به قولی می‌نشینید پای قصه‌اش و یک نفس کتاب را تا آخر می‌خوانید؛ بماند که این سرعت در خوانش به خاطر حفره‌های خالی بسیاری است که نویسنده آن‌ها را پر نکرده است. قصه‌ی غلامی یک راوی اول شخص دارد که شخصیت محوری رمان است. راوی، قصه‌اش را با تداعی مرگ پدر شروع می‌کند؛ این تداعی به ما می‌گوید نویسنده قصد دارد داستانی با تکنیک تداعی معانی بنویسد و از همان شروع استراتژی داستان را مشخص می‌کند. خب. تا این‌جای کار، به جز حفره‌های خالی، مشکل چندانی نداریم. راوی قصه‌اش را تعریف می‌کند و جلو می‌رود و ما را با خود همراه می‌کند، قصه‌گویی را بلد است. داستان لحن و نثر پاکیزه‌ای دارد و دیالوگ‌ها خیلی خوب و به‌جا نوشته شده‌ است. مخاطب شخصیت‌ها را - چه راوی، چه پدر و چه مادر -  باور می‌کند. نویسنده تجربه‌ی زیستی خوبی دارد؛ او زندگی را با مرگ پدر و مرگ را با زندگی پدر به سُخره می‌گیرد. از تکنیک‌های خوبی استفاده می‌کند ونشان می‌دهد خوب بلد است چه‌طور با استفاده از تکنیک تداعی معانی داستانش را پیش ببرد و مضمون تولید کند و در کل شک نمی‌کنید نویسنده نویسنده است... اما کتاب را که تمام می‌کنید این حس ناتمامی یقه‌تان را می‌گیرد و رها نمی‌کند؛ مدام به فکر حفره‌های خالی رمان هستید، انگار خلاصه‌ای از یک رمان خوانده‌اید، نه رمان کاملی که شما را تحریک کند دوباره بخوانیدش و این همان چیزی است که باعث جوان‌مرگی جیرجیرک می‌شود. بگذارید یک یک جلو برویم. اولین چیزی که باعث شده نویسنده احساس کند داستان تمام شده و می‌تواند عرضه شود، توجه نکردن به زمان حال راوی است. هر چه داستان پیش می‌رفت منتظر بودم راوی دست از تعریف گذشته بردارد و بگوید: «و حالا که من این‌جا نشسته‌ام و این‌ها را می‌نویسم.» یا هر تمهید دیگری، ولی تا آخر داستان چنین اتفاقی نمی‌افتد. همه‌چیز در گذشته شروع می‌شود و در گذشته نیز تمام می‌شود و همین استراتژی باعث می‌شود داستان گسترش پیدا نکند. حتا جمله‌ای که راوی در آغاز رمان درباره‌ی مرگ می‌گوید متعلق به گذشته‌ است، نامه‌ای که فرمانده به او داده است. خود متن پاسخی به این سؤال نمی‌دهد: چرا همه چیزدر گذشته شروع می‌شود و در گذشته تمام می‌شود؟ چرا راوی زمان حال ندارد؟ شخصیت‌ اصلی غلامی در این داستان بلند، برعکس بعضی از داستان‌های بلندی که امسال منتشر شده‌، گذشته پررنگی دارد اما زمان حال ندارد و همین نقیصه باعث شده است که با پایان اثر تضاد و تحول چندانی را در راوی احساس نکنیم. گذشته چه تاثیری بر راوی داستان غلامی داشته است؟مجبوریم به تنها چیزی که برایمان باقی می‌ماند بسنده کنیم: یک خودخوری بلند. انگار تنها چیزی که برای راوی باقی مانده و تنها تاثیر گذشته‌ بر شخصیت او خودخوریمدام است، به همین دلیل است که می‌گویم: جیرجیرک یک خودخوری بلند است. همین نقیصه جنبه‌های دیگر جیرجیرک را نیز متزلزل می‌کند. اگر نویسنده زمان حال راوی را می‌ساخت، مجبور بود اثر خود را گسترش بدهد. آن‌وقت به احتمال زیاد ایده‌های دیگری وارد رمان می‌شد؛ شاید این ایده‌ها، ایده‌ی اولیه‌ی جیرجیرک را تحت‌الشعاع قرار می‌داد و آن‌وقت یا جیرجیرک نوشته نمی‌شد یاما با اثری متفاوت‌ با این کتاب روبه‌رو بودیم. غلامی به همین ایده‌ی اولیه بسنده کرده و به معنی دیگر محافظه‌کارانه عمل کرده و به همین دلیل، از خلق رمان به خلق یک داستان بلند متوسط نزول کرده است. «پیرنگ» رمان نیز به خاطر عدم توجه نویسنده به زمان حال راوی متزلزل است، اما نمی‌توان گفت رمان فاقد پیرنگ است، می‌توان گفت نویسنده خطر نکرده و به پیرنگ ساده‌ همین داستان اکتفا کرده است. جیرجیرک داد می‌زنداگر نویسنده‌ی آن کمی حوصله به خرج می‌داد وبه تداعی پراکنده‌ی راوی از گذشته انسجامی می‌بخشید، ما حالا با یک رمان طرف بودیم نه یک داستان بلند. گلشیری در شازده احتجاب از شیوه‌ی روایت سیال‌ذهن استفاده می‌کند. همان‌طور که از نام این شیوه‌ی روایت مشخص است، ما با داستانی خطی مواجه نیستیم و روایت ذهنی و سیال است. گلشیری به ذهن بی‌نظم شازده‌احتجاب نظم می‌دهد و تا جایی این کار را ادامه می‌دهد که در پایان رمان با کلیتی منسجم روبه‌رو هستیم و احساس نمی‌کنیم شازده‌احتجاب اثری ناتمام است و هیچ شک و شبهه‌ای برای خواننده باقی نمی‌ماند که باید کلمه‌ای به قصه اضافه یا از آن کم ‌شود. همه‌ی این‌ها بر ستون زمان حال ایستاده است که رابطه‌ی پیچیده‌ای با پیرنگ دارد و اگر غلامی به این مهم توجه می‌کرد شاید به نتیجه‌ی بهتری می‌رسید.

پاراگراف - ستون هفتگی من در روزنامه فرهیختگان

منتشر شده در روزنامه فرهیختگان چهارشنبه چهرشنبه 26 بهمن


برچسب‌ها: احمد غلامی, هوشنگ گلشیری
...یوسف انصاری در ساعت 14:56 |

خبرها و مواد خام ادبی
نگاهی به «عشق»، در داستانهای کوتاه چخوف
غلامحسین ساعدی :«مرگی آرام در حضور دیگران» (پرونده اینترنتی)
به شاعران هم نسل سرزمينم به ما كه تمامي ياس را در خويش داريم -حسن همایون
یازدهمین دوره جایزه ادبی صادق هدایت برگزار می‌شود
نگاه عبدالعلی جوزی پور به رمان هتل گمو
پيام‌هاي تسليت براي درگذشت «كارلوس فوئنتس»
دختران دلریز - داوود غفارزادگان - نشر چشمه
مجموعه داستان «شکار شبانه» نوشته صمد طاهری که پیش از این در سال 1380 منتشر شده بود، به تازگی منتشر شده است.
كتاب‌شناسي كارلوس فوئنتس در زبان فارسي
نوشتن به روايت «ايشي گورو»
گفت‌وگوي ایشي‌گورو با «پاريس ريويو»
کارلوس فوئنتس نويسنده مکزيکي درگذشت
نگاهی به رمان «آغاز فصل سرد» نوشته ضحی کاظمی
گفت‌وگو با محمد شمس‌لنگرودی، شاعر درباره شعر دهه ۸۰ و ساده‌نویسی در شعر - مجتبا پورمحسن
گفت‌وگو با سروش حبیبی: کلاسیک‌ها حرف اول را می‌زنند
ايده‌هايي در باره نشر شعر در ايران - علي سطوتي‌قلعه
از كتاب سوزان تا كتابخواني - ادبيات افغانستان قبل و بعد از طالبان - روح‌الامين اميني
آرتور شنیتسلر، رویارو با تابوهای اخلاقی
ویلیام فاکنر، خشونت و جنون - حسین نوش‌آذر
در موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران بررسی شد؛ روایت مدیر امنیت داخلی ساواک پس از ۳۳ سال
اتم و سیاست اتمی - ابراهیم گلستان
افشای مدارک پزشکی دیکتاتور بزرگ/ هیتلر کوکائین مصرف می‌کرد
مقام معظم رهبری: «اسفندیار» مثل این بچه حزب‌اللهی‌های امروز خود ماست
پلمپ یکی از واحدهای شهر کتاب بعد از گزارش‌های کیهان
یادداشتی در مایه های تحلیل شخصیت "آقوی همساده!"
اورهان پاموک نویسنده ترک‌تبار و برنده جایزه نوبل جایزه سونینگ را از آن خود کرد. سونینگ بزرگترین جایزه فرهنگی در دانمارک است.
علي باباچاهي خواستار توضيح برگزاركنندگان جايزه‌ي شعر «نيما» درباره‌ي سازوكار معرفي كانديداهاي اين دوره از اين جايزه شد
«من منچستریونایتد را دوست دارم»؛ دومين رمان مهدي يزداني‌خرم
عادل فردوسی‌پور با حضور در نشر چشمه کتابش را برای خوانندگانش امضا کرد. - این دومین حضور عادل‌ فردوسی‌پور در کتابفروشی نشرچشمه بود
اختلال در روان ایرانیان
نوشته‌اي از جاناتان داربي‌شر درباره كتاب و فرهنگ فراگير
در باره ميم و آن ديگران محمود دولت‌آبادي - حسین جاوید
ده رمان برتر تاریخی/ گزارش تصویری
تشخیص مرگ - داستانی از آمبروزبیِرس با ترجمۀ زهراطراوتی
يك كتاب، يك نويسنده: «توفان در مرداب» نوشته‌ی «لئوناردو شیاشا» / ترجمه‌ی «مهدی سحابی»
حکایت آن شیرازی بی نام - رضیه انصاری
پایان تاریخ مصرف آقای مجری و مرگ‌اندیشی - مجتبا پورمحسن
حسن محمودی: برخی کتاب‌ها هستند که بدجوری می‌شود با آنها معرکه گرفت. در هر محفلی می‌شود آن را از کیف بیرون آورد و به جماعت تعارف زد که ورقی از آن را بخوانند.
متن وصيت‌نامه‌ي سيمين دانشور
كاظم تينا: لارنس استرن ايراني .نگاهي به پسامدرنيسم در آثار كاظم تينا
سایت ها
آدم و حوا
روزنامه فرهیختگان
سایت اثر
والس
رضابراهنی
آفاق مسعود
همراوی نشریه تخصصی داستان
تادانه)
فيروزه
رندان
دوشنبه
مرور
رضا همراز
فرهنگخانه
هزار كتاب
مهر
ایبنا
ایسنا
قاسم ترکان
ايلنا
سپنج
پلانتيگراد
نشر چشمه
تهران امروز
خبر آنلاين
روزنامه شرق
ناقد
ادبيات ما
fararu
روزنامه جام جم
سیب گاززده
ادبیات ارومیه
vazna
پیاده رو
دانوش
فروغ فرخزاد
رودكي
مردم سالاري
کانون ادبیات
ایسنا (تبریز
شهر کتاب
كتاب‌خوار
همسایه
نام من، مخمل
ادبیات امروز ایران
فرهنگ خوان
صدای مستقل ادبیات ایران
هاشم محمود
ویدئونگاری
همزبانی
پژوهش ادبيات معاصر جهان
کافه سینما
شب های شهرزاد
حرفه: راوی
بوی کاغذ
نواك
شازده کوچولو
خط به خط
ترنج نامه
گروه تئاتر بازی حامد
آپلود عکس
سراپا در سایه، دخترک خواب می‌بیند
فرزاد و فرهاد نامي
factory
ayalama
کتابفروشی تخصصی هنر و ادبیات افراز(اراک)
زمانه
urmialit
radiofarhang
لوح
انجمن بيماران ام اس استان آذربایجانشرقی
تاریخ ایران
سایت ایران
پیرنگ
پایگاه فرهنگی ادبی انجمن نویسندگان ماكو
روزان
عصر آدینه
اندیشه سرا
مارال
پارس توریسم
كد
آمریكایی ها
همشهری
مجمع دیوانگان
هفته نامه ایرانیان كانادا
جدید آنلاین
شهروند
تك نوشت
سروستان داستان
]چهارراه
قد قامت
جایزه‌ی هنر و ادبیات گمانه‌زن
انتشارات تاک (محمدحسین محمدی)
پایگاه خبری رسانه
خبرگزاری میراث فرهنگی
بالاترین
لوجنك
شبكه ایران
پنجره
شهروند
پرده سینما
هنرمندان
مجله شعر
نشر نویسندگان گمنام
yurd
انجمن اهل قلم بوشهر
نقدِ چهارشنبه
انتشارات نگاه
ادبیات سوم
نشريه ادبي مايا
شهريار عباسي
سینما تیكت
بالکن
زهره جمشیدی
چشمان بیدار - مهستی شاهرخی
دویچه وله
بی بی سی
عقربه
كلمه
رمزآشوب
سر سطر
وحید خانه ساز
ناكجا
دنیای اقتصاد
گاما نوشت های یک آلفا
آرامش کنار خواجو - لیلا میرباقری
شب،سکوت،کویر...
«انسان شناسی و فرهنگ»
آخرين مطالب پاراگراف