1 انتقام بر مرگ غلبه ميكند
عشق مرگ را دست كم ميگيرد
نام وننگ جوياي مرگ است
اندوه از مرگ ميگريزد
ترس همنشين مرگ است

" انديشيدن مدام به مرگ "
۱
برف وسمفوني ابري، دومين مجموعه داستان پيمان اسماعيلي است كه از طرف نشر چشمه روانه بازار كتاب شده است. داستانها از لحاظ زبان و فرم از كتاب قبلي اسماعيلي پخته تر ند. موضوع محوري تمام داستانهاي كتاب مرگ است .بازي با مرگ ورسيدن به آشنا زدايي از اين مقوله پيچيده و فلسفي و زيباشناسي متفاوت و پيشنهاد ژانري كه در ايران كمتر نويسنده اي به آن پرداخته است از ويژگي هاي اين مجموعه داستان است.
2( سال 1885 با انتشار، فرنكشتاين مري شلي، ژانر جديدي در رمان نويسي اروپا به وجود آمد كه خود مشقاتي داشت،يا ژنرهاي نزديك به آن كه موضوع محوري همه آنها هراس از مرگ ،كشتن ،كشته شدن ، ارواح و اشباح بود،يعني ژانر يا ژانرهايي كه شامل رمانهاي جنايي ،پليسي _جنايي ،خون آشام ها، ... و آنچه تحت عنوان ادبيات گوتيك در سرتاسر قرن نوزدهم باب شد)اما در ايران اين ژانر دير پا به عرصه ظهور نهاد ،چناچه اگر به صد سال داستان نويسي ايران نگاه كنيم بجز چند نويسنده ي شناخته شده كه گاه به سمت اين ژانر حركت كرده اند، حتی ما داستانهای موفق در این ژانر بسیار کم داشته ايم . ساعدي تعدادي داستان گوتيك موفق دارد و ميشود وي را يكي از پيشگامان اين نوع ادبيات دانست .گلشيري نيز در داستان معصوم اول داستاني از اين نوع دارد . اما پيمان اسماعيلي را از منظر فرم داستانهايش به گلشيري و از نظر علاقه به مضمون هاي ماورا به ساعدي نزديكتر ميدانم . شايد يكي از علتهاي دشواري تقليد از ساعدي نيز همين باشد كه او همواره نويسنده اي بوده كه بيشتر به اين نوع ادبيات تعلق داشت .
۲
محمد رحيم اخوت تعريف خوبي از مجموعه داستان دارد ،مي گويد وقتي ميگوييم مجموعه داستان منظورمان اين است كه داستانهاي كتاب حتما ربطي به هم دارند كه با در كنار هم قرار گرفتنشان همديگر را كامل ميكنند .امري كه در مجموعه داستان برف و سمفوني ابري اتفاق افتاده است .داستانهاي اين مجموعه : با اينكه ميتوان داستانها را جداگانه هم خواند: با در كنا ر هم قرار گرفتن نوعي همديگر را كامل ميكنند وباعث باور پذيري و تاثير بيشتري ميشوند .
آيا مرگ به خودي خود ميتواند درونمايه داستاني را تشكيل دهد. مگر (بودن يا نبودن "مساله اساسي هملت شكسپير ،رباعيات خيام ،ايلياد و اديسه هومر و آن همه تراژدي با شكوه در يونان نبود.1)اما جه چيزي مجموعه حاضر را از كتابهايي كه در اين چند سال اخير با همين مضمون در ايران منتشر شده اند ،و گاه "مرگ" اين سوژه وسوسه انگيز هميشه،روي جلد كتاب را هم اشغال كرده است ،متمايز مي كند.براي مثال نگاه كنيد به داستان مرض حيوان .خلق شخصيتي به نام خون آشام .چيزي كه اين داستان را از نوع داستانهاي ساعدي جدا ميكند تنها يك چيز است .ساعدي اغلب در خلق شخصيت هايش با روانشناسي سروكار دارد و به تعبيري ميتوان گفت بعضي از داستانهاي ، از اين نوعش ، پشتوانه روانشناسي دارد .اما داستان مرض حيوان، چنان چه نام داستان نيز گويای این مهم است ،از خصيصه ديگري برخوردار است ،مردي كه به مرض حيوان مبتلا شده است.3(شب كه شد چيز سياهي آمد و ايستاد روي لبه ي گودال. صدايي از خودش در مي آورد مثل زوزه ،آرام و كشدار.... مثل كفتار بود . پوزه ي كشيده و درازي داشت با پاهايي لاغر .... كمي دور و برمن چرخيد و همه جا را بو كشيد . بعد رفت طرف اصولي .فكر كنم آن موقع بي هوش بيهوش بود.... حيوان پوزه اش را چند بار زير چانه اصولي كوبيد. بعد سرش را برد جلو و خرخره اش را چسبيد..... مي خواست من هم گلوي اصولي را بچسبم)
۳
استفاده نويسنده از امكانات روايي مختلف از نكات مثبت مجموعه است .استفاده از فرم نامه ، گزارش، يادداشت روزانه و...
ميان حفره هاي خالي كه اولين داستان اين مجموعه است به صورت نامه هايي كه راوي به دوستان كوهنوردش مينویسد شكل ميگيرد و ما از طريق همين نامه ها با دهي در مرز، نزديك كركوك ، آشنا ميشويم . نبود تلفن در روستا نيز دليل نوشتن نامه هاست . فضاي زمستاني ، وجود برف ،كوه ، نبود تلفن ، در چند داستان اين مجموعه از جمله همين داستان ، موتيف هايي هستد كه در تلقين فضاي خشن داستانها كمك به سزايي ميكند . چنان كه به نظر اين قلم همين چند داستان از موفق ترين داستانهاي مجموعه است . داستان لحظات يازده گانه سليمان كه از ويژگي خاصي برخوردار است يكي از اين داستانهاست .در اين داستان نويسنده از فرم هاي گوناگوني بهره برده تا تاثير داستان و باور پذيري آن چند برابر شود. استفاده از فرم هاي گوناگوني اعم از گزارش ، بازجويي ، شرح فيلم ، متن اعتراف نامه، شرح حادثه، نتيجه ي بازجويي هاي اخذ شده ، جست و جوي مكتوب شده ، متن نامه ، بخشي از گزارش تاريخي ، نشان از خلاقيت نويسنده اي دارد كه در پي كشف فرم هاي جديد نيز هست . داستان گراي پنجاه پنج نيز از همين خصيصه برخوردار است . اما اين داستان (گراي پنجاه پنج) چيزي نزديك به شعر است . نوشتن در مورد اين داستان خود مجالي ديگر ميطلبد .
پيمان اسماعيلي با مجموعه داستان ،برف و سمفوني ابري، راه را براي نوشتن داستانهايي از اين نوع هموار كرده است .
يوسف انصاري
1(از مقاله اي به نام درباره مرگ نوشته ي فرانسيس بيكن ترجمه جواد گنجي
2.ازمقاله اي به نام(انسان و مساله بودن يا نبودن نوشته محمد صنعتي
3.ازمتن كتاب











روزگار دوزخی آقای ایاز 